الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

115

الخصال ( فارسى )

از قبائل مختلفه بوده‌اند همه آنها را تلاوت ميكرده و هر كدام مطابق لهجه و لغت خود قرائت مخصوصى را ياد ميگرفته‌اند . دوم - آنكه قرآن بيك لغت به خود پيغمبر نازل ميشده ولى چون پيغمبر از خدا رخصت گرفته بود بلهجه‌ها و قرائتهاى مختلفه بامت ياد ميداد و چنانچه نماز فرض اللَّه و فرض النبى دارد قرآن هم از نظر قرائتهاى مختلفه داراى فرض اللَّه و فرض النبى است و فرض النبى هم چون برخصت خدا است قرآن حقيقى است بنا بر اين چنانچه من معتقدم همه قرائتهاى مختلفه حتى قرائتهاى شاذه پس از ثبوت و يقين قرآنست و اگر در موردى احكام مختلفه هم از قرائتهاى مختلفه استفاده شود ضرر ندارد زيرا حمل بر تخيير و يا نسخ ميگردد . 35 - خدا از روزى كه زمين را آفريده تاكنون هفت طبقه دانايان و خردمندان در آن جا داده . محمد بن مسلم گويد از امام پنجم شنيدم ميفرمود خداى عز و جل از آن هنگامى كه زمين را آفريده هفت دسته از دانايان و خردمندان را كه فرزند آدم ابو البشر نبودند در آن جا داده ، همه آنان را هم از روى زمين آفريد و هر دسته‌اى را پس از ديگرى در عصر خود در آن جا داد . سپس خداى عز و جل آدمى كه پدر اين بشر موجود است آفريد و نژادش را از وى پديد آورد به خدا از روزى كه خدا بهشت را آفريده مورد استفادهء مؤمنان بوده و از آن روزى كه دوزخ را آفريده در كار عذاب كافرين گنهكار بوده شايد عقيدهء شماها اين باشد كه چون روز قيامت شد و خدا بدن‌هاى اهل بهشت را با روحشان ببهشت برد و بدنهاى دوزخيان را با روحشان در آتش برد ديگر كسى نيست كه در زمين او را بپرستد و بيگانگى و بزرگى بستايد . آرى به خدا خلقى ديگر بدون وسيله ماده و نر بيافريند كه او را بپرستند و بيگانگى ستايش كنند و براى آنان زمينى بيافريند كه آنها را بردارد و آسمانى كه بر آنها سايبان باشد ، نيست كه خدا ( در سورهء ابراهيم آيه 48 ) ميفرمايد روزى كه زمين زمين ديگرى گردد و آسمانها آسمانهاى ديگر ؟ و ( در سورهء ق آيه 15 ) بر سبيل انكار ميفرمايد آيا ما از آفرينش نخست در مانديم ؟ بلكه آنها در پوشش تازه‌اى از آفرينش بسر مىبرند